اخبار

در گفت و گوی اختصاصی با معاون هنری وزارت فرهنگ مطرح شد؛نفسی دوباره برای ارکسترهای پایتخت

در گفت و گوی اختصاصی با معاون هنری وزارت فرهنگ مطرح شد؛نفسی دوباره برای ارکسترهای پایتخت
تشکیل دوباره ارکسترها با انتخاب رهبر و مدیر، دعوت از هنرمندان برای همکاری دایم، تعیین یکی از موسسات کمک بگیر وزارت فرهنگ برای ارکسترداری، حذف احتمالی برخی از موسسات، تغییر سیاست‌های مربوط به ارکسترها و در نهایت احیای دوباره ارکسترهای سمفونیک و ملی از جمله برنامه‌هایی است که معاون هنری وزارت فرهنگ در دستور کار خود دارد. به گفته «علی مرادخانی» معاون هنری وزارتخانه، وظیفه مرکز موسیقی یکی از زیرمجموعه‌های معاونت، نه ارکسترداری بلکه سیاستگذری و برنامه‌ریزی‌های راهبردی زیرنظر معاونت است.
<:xml>

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه فرهنگ و هنر- اگرچه فضای بسته فرهنگ و هنر در این سال‌ها بسیاری از فرصت‌ها را محدود کرد و به همین خاطر  نیز در دولت‌های قبل موسسات فراوانی با حمایت‌های دولت به کار مشغول شدند که در عمل فاقد کارآیی لازم بودند اما این روزها و با روی کارآمدن دولت جدید به نظر می‌رسد تکلیف بسیاری از اتفاق‌های رخ داده در دولت قبل از جمله بلاتکلیفی ارکسترها در دستور کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشخصا معاونت هنری این وزراتخانه است. هرچند که ارکسترها و آینده آنها تنها بخشی از تصمیمات گسترده‌ای است که قرار است در معاونت هنری گرفته شود با این وجود به دلیل پیگیری های متعدد ما بالاخره معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی «علی مرادخانی» زمانی را برای گفت و گو تعیین کردند و به سوالات ما با حوصله پاسخ دادند. بخش نخست گفت و گوی ما با این مقام مسوول که به ارکسترها  اختصاص دارد را می خوانید: 

همانگونه که مستحضرید موسسه ارکستر ایران تشکیل شد از زمان تشکیل این موسسه تا به امروز به جز برنامه‌های مناسبتی صدایی از ارکسترها به گوش نرسید. ارکسترها به معنای واقعی عملا بلاتکلیف هستند برنامه جنابعالی در حمایت از ارکسترها چیست؟

برنامه ریزی برای فعالیت دوباره ارکسترها مستلزم بررسی شرایط و رخ دادن چندین اتفاق است. باید شرایط و حاشیه‌های یک اتفاقی این چنینی بررسی شود. در حال حاضر و در شرایط فعلی، تکلیف شکایت‌های ارکستر هنوز روشن نشده است. باید این شرایط را بررسی کنیم و اگر بدهی به اعضای ارکسترها داریم آن ها را پرداخت کنیم. اگرچه همه اینها دارد بررسی می‌شود اما معتقدم در مرحله نخست باید مسایل را حل کنیم و سپس به فکر احیای ارکسترها باشیم. به نظرم تا این قبیل مسایل حل نشود از همان روزی که ارکسترها کارشان را شروع کنند دوباره همان مشکلات بر می‌گردد. در همین رابطه و چند وقت پیش با مسوول بخش حقوقی صحبت‌هایی کردم تا تکلیف مطالبات اعضای ارکستر را حل کنیم.

در شرایط فعلی و با توجه به بدهی‌ها و مطالبات قبلی و همچنین بدهی 4 میلیاردی تعهدات ما در موسسات، امکان احیای فوری ارکسترها وجود ندارد. اما برنامه ما احیای ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی است. برای احیای دوباره آنها هم برنامه داریم که به نحو شایسته اجرایش می‌کنیم. معتقدم همه اینها مستلزم این است که ما امکانات و بودجه داشته باشیم. 

با توجه به اعتمادی که جامعه هنری از جنابعالی دارد فکر می‌کنید در چه مدت زمانی این مسایل حل شوند؟

از آنجاییکه وضعیت ما از نظر بودجه در حال بررسی است، اگر بخواهم مدت زمان تعیین کنم کار پسندیده‌ای نکرده‌ام. در حال حاضر در مجموعه معاونت هنری وزارتخانه مسایل بودجه‌ای زیادی وجود دارد که باید حل شوند. هم‌اکنون دارم روی موسسات متعددی که باز شده‌اند و همه آنها نیز هزینه‌بر هستند بررسی می‌کنم. فکر می‌کنم تا این مسایل حل نشوند امکان این به وجود نمی‌آید تا ارکسترها فعالیت کنند زیرا همانطور که گفتم مشکلات دوباره سر جای اولشان برمی‌گردند و این چیزی نیست که هدف ما باشد.

آیا در برنامه‌های آتی شما، موسسه ارکستر ایران به فعالیت خود ادامه می‌دهد یا اینکه امکان تعطیلی برای آن وجود دارد؟

هنوز معلوم نیست اما این موضوعی است که دارد بررسی می‌شود. شاید ادامه فعالیت این موسسه مفید باشد. شاید هم خانه موسیقی بتواند این کار را انجام دهد . شاید هم هیچکدام از آنها این مسوولیت را انجام ندهند و بنیاد رودکی این وظیفه را برعهده بگیرد. هنوز برای این قضایا تصمیم مشخصی نگرفته‌ایم. اما از آنجاییکه ما موسسات کمک‌بگیر فراوانی داریم باید ببینیم کدام موسسه این توانایی را دارد.

آیا تثبیت شدن اعضای ارکسترها جزو برنامه‌های آتی شماست؟ 

قطعا با هنرمندان عرصه موسیقی کلاسیک و کسانی که در عرصه موسیقی ملی فعال باشند قرارداد می‌بندیم اما همه اینها مستلزم این است که رهبر ارکستر و مدیر ارکستر تعیین شود تا بعد از آن اعضای ارکسترها نیز انتخاب شوند. اما سیاست‌ها به این صورت است که بر اساس برنامه‌هایی که به ارکسترها می‌دهیم آنها کارشان را پیش ببرند. یعنی ارکسترها باید به موقع در تمرینات حاضر باشند و از طرفی بتوانند با هم همکاری کنند. وقتی برنامه‌ریزی‌ها انجام شود آن زمان از افراد دعوت می‌کنیم تا به ارکستر بپیوندند. معتقدم بدون بررسی شرایط و تمامی رخدادها نمی‌توان کار را آغاز کرد. از طرفی یک سلسله اتفاقاتی افتاد که اتفاقات چندان خوبی هم نبوده، من می‌خواهم این اتفاقات هرگز تکرار نشود. لازمه‌اش این است که اگر می‌خواهیم از آنها دعوت به کار کنیم قراردادها، نحوه ورود، نحوه کارکرد مشخص باشد. نمی‌خواهم ارکسترهایمان به صورت گذشته باشند که یک ارکستر اصلی و یک ارکستر یدک داشته باشیم تا برای تمرین یک عده صبح و یک عده بعد از ظهر بر سر تمرینات حاضر باشند. چون می‌خواهیم کار را جدی بگیریم ممکن است تمرینات اعضای ارکسترها از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر باشد. همه ارکسترها در دنیا از صبح تا بعد از ظهر تمرین می‌کنند. فکر می‌کنم در ایران سابقه نداشته است که یک ارکستری اینقدر تمرین داشته باشد، در ایران همه چیز تفاوت دارد. 

من ارکستر ارمنستان، اتریش و آلمان را دیده‌ام. اکثرا فعالیت‌های مستمری دارند. معمولا هم در هنگام ظهر، نیم ساعت استراحت می‌کنند و پس از آن دوباره تمرینات را از سر می‌گیرند. مشکل ما این است که برای درآوردن یک کار، ارکستر باید دو هفته تمرین کند در حالیکه ارکسترهای کشورهایی که نام بردم اینکار را در دو تا سه جلسه تمرین درمی‌آورند. تفاوت اینجاست که توانایی‌ها متفاوت است. البته من وارد این مسایل نمی‌شوم. 

 در مورد توانایی اعضای ارکسترها، فکر نمی‌کنید که توانایی‌ها تحت تاثیر سیاست‌های حاکم قرار می‌گیرند؟

نمی دانم. اما در زمان مسوولیت من در سال های 69 تا 83 هیچ زمانی ارکسترها تعطیل نشدند. از آنجاییکه قصد ندارم داوری کنم اما باید این نکته را یادآوری می‌کنم که ارکستر سمفونیک تهران باید برنامه مدونی داشته باشد. باید برنامه‌های از ابتدای سال تا انتهای سال این ارکستر، همچنین رهبر ارکستر، رهبر میهمان، زمان‌های اجرا، مکان‌های اجرا، تعداد برنامه‌های خارج از کشور و داخلی همه مشخص شده باشند. فکر می‌کنم در همه جای دنیا ارکسترها به این روش عمل می‌کنند. در عین حال همواره می‌توان 10 درصد از زمان ارکستر را به صورت سیال نگه داشت تا در صورتیکه نهادی یا موسسه‌ای پیشنهاد اجرا داد ارکستر این توانایی را داشته باشد تا به کارهای این چنینی هم بپردازد. علاوه بر این با این روش، امکان درآمدزایی بیشتر هم برای ارکسترها به وجود می‌آید. وقتی برنامه‌ها مشخص باشد، هنرمندی که به استخدام کنسرت درمی‌آید می‌داند که چقدر باید در تمرین‌ها حاضر باشد و همچنین در طول سال چقدر باید در اجرای کنسرت فعالیت کند. در مقابل، خواسته‌های افراد هم مشخص می‌شود. اما با تمام این‌ها فکر می‌کنم که چه کسی این ایده‌ها را عملی می‌کند نیز مهم است.

زمانی که ما بنیاد رودکی را ساختیم همه حرفمان این بود که بنیاد رودکی موظف به ارکسترداری است. مرکز موسیقی یا دفتر موسیقی، ماموریتی برای اکسترداری ندارد. بلکه فعالیت مرکز موسیقی بیشتر حاکمیتی و نظارتی است و می‌تواند جنبه حمایتی داشته باشد، اینهاست که استرات‍ژی ما را در مرکز موسیقی و معاونت هنری شکل می‌دهند. در واقع کارها و فعالیت‌هایی که در قالب سیاستگزاری تعریف می‌شود برعهده مرکز موسیقی است.

<:xml>
۲۷ مهر ۱۳۹۲ ۱۲:۴۰
روابط عمومی معاونت امور هنری |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید